![]() |
![]() |
|
| بــهــشــت پــنــهــان روســـــــــتــــــــــای حــــــــــیــــــــــرت |
|
روستاي زيباي حيرت
در این روستا گلهای زینتی و میوه های فصلی به وفور یافت می شود. تنوع جانوری در این منطقه بسیار زیاد است که شامل جانوران اهلی و غیر اهلی می شود. مردم این منطقه اغلب به کار کشاورزی و دامپروری مشغول هستند. دين مردم روستا اسلام و مذهبشان شيعه مي باشد. قلمرو جغرافیایی : روستاي حيرت حدود 50 كيلو متري شهر بندري نوشهر واقع شده است . این روستا از شمال به روستاهاي گنديسكلا و لشكنار ،ازجنوب به روستاي دشت نظير ، از مشرق به روستاي عاليدره و از مغرب به روستاي كينس مشرف است. روستاي حيرت داراي پنج بخش مي باشد كه عبارتند از : گته محله ، اكرشت ، قسبوني سر ، مسيح آباد و زاربن گته محله : جنوب غربي روستاي حيرت را در بر مي گيرد و بافت قديمي روستا محسوب مي شود در اين بخش خانه هاي قديمي بدون سكنه زيادي را مي توان مشاهده كرد همچنين حمام قديمي از جنس ساروج و گنبدي شكل كه در حال از بين رفتن است در اين منطقه قرار دارد. اكرشت : شمال غربي روستاي حيرت را در بر مي گيرد و تقريباً مسطح و داراي باغهاي فراواني مي باشد . قسبوني سر :جنوب غربي روستاي حيرت را در بر مي گيرد و قبرستان قديمي و مسجد كه از قداست خاصي نزد اهالي منطقه كجور و روستاي هاي اطراف برخوردار است در اين بخش قرار دارند . مسيح آباد : شمال شرقي روستاي حيرت را در برمي گيرد و ورودي روستاي حيرت در اين منطقه است و چشمه و باغهاي بسيار زيبايي را در اين بخش مي توان مشاهده كرد . زاربن : شمال روستاي حيرت را در برگرفته است و بافت تازه روستا محسوب مي شود كه در حال توسعه مي باشد واكنون ساخت و ساز در اين بخش رونق خاصي دارد. با توجه به اينكه مردم روستا در قديم به آباد كردن زمين اهميت خيلي زيادي مي دادند زمينهاي كشاورزي بسيار زيادي را آباد نموده اند مزارع و زمينهاي كشاورزي روستاي حيرت بسيار گسترده است و تا داخل روستا هاي اطراف نيز كشيده شده است . شاليزارهاي بسيار زيباي روستاي حيرت در دو منطقه دلم در مجاورت روستاي كينس و خورشيد آباد در مجاورت روستاي دشت نظير قرار دارد ، رودخانه اي كه از ميان اين مزارع مي گذرد علاوه بر اين كه آب مورد نياز اين شاليزارها را تامين مي نمايد جلوه بسيار زيبايي به اين منطقه داده كه چشم هر بيننده اي را مجذوب خود خواهد كرد . برنجي كه توسط كشاورزان زحمتكش روستاي حيرت كشت مي شود يكي از مرغوبترين برنجها مي باشد و مشتريان بسيار زيادي در منطقه و حتي برخي ازشهرهاي استان تهران دارد . آب و هوا : روستاي حيرت دارای آب وهوایی معتدل و مر طوب می باشد. هوا در اکثر مواقع نظم فصلی ندارد و به همین علت نمی توان آن را به وضوح در یکی از گروه های فصلی قرار داد. زمستان های این منطقه بسیار سرد و با بارش برف همراه است و دارای تابستان هایی معتدل و مرطوب است. میزان بارندگی در این منطقه بسیار زیاد است و همین امر موجب تنوع پوشش گیاهی شده است. پوشش گیاهی مردم منطقه را به امر کشاورزی ، زراعت و باغداری واداشته است . به علت رطوبت كم و شرجي نبودن آب و هواي اين روستا هر ساله در كليه فصول سال شاهد حضور مهمانان بسيار گرانقدري از سراسر كشور در اين روستا هستيم . کوهها و رودخانه ها : علاوه بر کوه هایی کم و بیش مرتفع و رودخانه دلم كه در كنار این روستا وجود دارد.این منطقه دارای چشمه های آب گرم زيادي می باشد که هر ساله جمعیت زیادی را به خود جلب می کند. رودخانه دلم رود كه يكي از شاخه هاي اصلي رود چالوس است از شاليزارهاي اين روستا عبور مي كند و جلوه اي بسيار زيبا به اين روستا بخشيده است . كوه پرشن در جنوب غربي روستا پوشيده از جنگل انبوه مي باشد و غروب هاي بسيار دل انگيز و زيبايي دارد كه واقعاً وصف ناپذير است. تپه پي قلا در اين تپه نمايي بسيار زيبا از روستاي هاي منطقه و حتي كلاردشت را مي توانيد به تماشا بنشينيد و از اين همه زيبايي هايي كه خداوند آفريده نهايت استفاده لازم را ببريد . تپه گردنك مشرف بر روستا است و در بالاي تپه تمام زيبايي روستا را مي توانيد مشاهده كنيد . منابع طبیعی : استان مازندران به ویژه دامنه سلسله جبال البرز دارای درختان جنگلی و پوشش گیاهی انبوهی است. روستاي حيرت نیز به علت واقع شدن در این استان و قرارگیری آن در دامنه ها وارتفاعات دارای پوشش گیاهی غنی است . از طبیعت این منطقه جنگل های بی شمار و دشت هایی بی نظیر را می توان نام برد که جلوه آن نظر هر بیننده ای را جلب می کند. جنگل پرشن كه داراي پوشش گياهي بسيار عالي مي باشد كه الحمدالله تا كنون دست نخورده باقي مانده است . رودخانه دلم رود كه يكي از دو شاخه اصلي رود چالوس مي باشد و به درياي مازندران مي ريزد قابل ماهيگيري است و انواع ماهيها بويژه قزل آلاي حيرت در آن يافت مي شود. چشمه هاي آب گرم دلم معروف به لارو چشمه هاي متعدد كچل ، كنسنو ، سر چشمه، دل دل چشمه ، كچيك چشمه، گته چشمه ، دروزن چشمه و چشمه هاي درلو دره و چشمه هاي متعدد ازرچال و ... همچنین روستاي حيرت به علت داشتن گیاهان زینتی و دارویی آن را معرف خاص و عام کرده است كه در بخش گيا هان داروئي به چند نمونه و خاصيت هاي داروئي آن اشاره خواهيم كرد. حیات وحش منطقه كجور و روستاي حيرت : منطقه كجور و روستاي حيرت به علت داشتن آب و هوای معتدل و مرطوب و پوشش گیاهی و جنگلی انبوه و دارا بودن دشت های مرتفع و علفزارها ، دارای جانوران متنوعی می باشد که بسیاری از آنها کمیاب یا حتی نایا ب در اکثر نقاط کشور و در بعضی موارد ، دنیا می باشد که به دلیل حمایت نکردن و گمنام ماندن بعضی از آنها متاسفانه در حال انقراض می باشند و یا منقرض شده اند.(مثل پلنگ) فرهنگ عامه منطقه كجور و روستاي حيرت: مردم منطقه كجور و روستاي حيرت سفید پوست در بعضی موارد بور و چشم آبی هستند . عموما با هوش و با استعداد و مردم زحمتکش و مهربان و دلسوز و میهمانواز هستند . چندان به فکر مال دنیا نیستند و عموما قانع و کمتر بلند پروازی می کنند . اگر محبتی در حق شان شود محال است آن را بی پاسخ بگذارند. این مردم برای حفظ آبروی شان بسیار اهمیت قائلند .مردم روستا برای حق نان ونمک احترام قائلند و احترام خاصي براي افراد مسن و بزرگتر از خود قائلند .در این روستا به علت بافت عمیق خانوادگی زنان از مردان رو نمی گیرند تمام عقد ها در اینجا عقد دائم است. و ازدواج بين جوانان اين روستا بسيارمتداول است . عروسي معمولاً در دو روز برگزار مي گردد و تمامي اهالي روستا دعوت مي شوند و از آداب و رسوم سنتي در اكثر عروسي هااستفاده مي شود . زنان بیشتر از مردان برای تامین هزینه زندگی و خانواده تلاش می کنند . اکثر زنان قبل از شروع کار روزانه نان گرم و تازه اي را براي خانواده مي پزند.سپس بجز خانه داری در گله داری و کشاورزی دوش به دوش مرد خانه خود کار می کنند . آسیا کردن گندم ، سفید کردن خانه ، شکستن هیزم برای تنور ، دوشیدن گاو ، جالیز کاری ، کاشتن سبزی ، ازجمله وظایف زن در چني قبل محسوب می شد . اگر چه مراسم و آیین های سنتی روستا و منطقه روبه انقراض است اما همچنان مي توان بعضي از آيينهاي سنتي را در گوشه و كنار روستا مشاهده كرد. گویش محلی : لهجه مردم روستاي حيرت اکثرا مازندراني و عده اي هم كه از روستا مهاجرت كرده اند فارسي است و لهجه خاصي را نمي توان به عنوان لهجه مردم روستاي حيرت نام برد . آداب و سنن : یکی از مسائلی که وضع یک منطقه را مشخص می کند دانستن آداب و سنن آن منطقه است که موضوعات زیر از اهم آنها بشمار می آید : تولد : وقتی کودکی متولد می شود موارد ذیل انجام می گیرد: - شستشو و غسل نوزاد - زدن ناف نوزاد - خواندن اذان و اقامه در گوشهای راست و چپ نوزاد - قنداق کردن - قبل از این که کودک به دو روز برسد اسم برایش انتخاب می کنند - اغلب نام گذاری به عهده پدربزرگ و مادر بزرگ بوده اما در حال حاضر بيشتر پدر ومادر كودك نام كودك خود را انتخاب مي كنند. - ایام و اعیاد نقش زیادی در نام گذاری دارند . - شش روز بعد از تولد شب ششم (یا همان پنج و یک)را جشن می گیرند - روز هفتم اسخاره می گیرند و نوزاد رو به گهواره می بندند - ده روز بعد از تولد نوزاد را به حمام می بردند و به حمامی سور می دهند - پس از چهل روز مادر و کودک را باهم به حمام می بردند که به اصتلاح آب چله می گویند. الف: خوراکیهای محلّی
ب: ا نواع نان معمولاً نان در هر خانه ای بطور مستقل و خصوصی تهیّه می گردد . هر خانه ای یا هر چند خانواری برای خود یک تنور دارند ولی علاوه بر نانهای معمولی و همیشگی نانهای دیگری هم در این دهکده پخته می شود که عبارتند از : 1- کلوا نانی که زیر خاکستر تهیّه می شود 2- کماج نانی که به آن شیر،سرشیر،روغن می افزایند 3- کلاس نانی که با ارزن تهیّه می کنند 4- جونون نان جو 5 – فطیر نان بی مایه 6 – پنجیکش نان معمولی که کشیده و دراز است 7 – راه نون نان روغنی وشیرین مخصوص بانقش ونگاربرای هدیه به مسافر در قدیم پوست سبز گردو را خشک و آسیا کرده و از گرد آن برای ورآمدن نان استفاده می کردند ( نظیر جوش شیرین امروزی ) . در گذشته در این روستا ، بافتن جاجیم و گليم توسط زنان روستا و نمدمالي توسط مردان بسيار متداول بود که به تدریج در حال فراموش شدن است . با ارسال عكسها ، مقالات ،مطالب و اشعار خود پيرامون روستاي حيرت و استان مازندران ما را در هرچه بهتر شدن اين وبلاگ ياري فرمائيد . ايليا كياحيرتي . علي كياحيرتي |
||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 23:50 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
داستان غمناك و عاشقانه اثبات عشق پس از كلي دردسر با پسر مورد علاقه ام ازدواج كردم... ما همديگرو به حد مرگ دوست داشتيم. سالاي اول زندگيمون خيلي خوب بود... اما چند سال كه گذشت كمبود بچه رو به وضوح حس مي كرديم.مي دونستيم بچه دار نمي شيم. ولي نمي دونستيم كه مشكل از كدوم يكي از ماست. اولاش نمي خواستيم بدونيم. با خودمون مي گفتيم، عشقمون واسه يه زندگي رويايي كافيه. بچه مي خوايم چي كار؟ اما در واقع خودمونو گول مي زديم. هم من هم اون، چون هر دومون عاشق بچه بوديم. تا اينكه يه روز؛ علي نشست رو به رومو گفت: اگه مشكل از من باشه، تو چي كار مي كني؟ فكر نكردم تا شك كنه كه دوسش ندارم. خيلي سريع بهش گفتم : من حاضرم به خاطر تو روي همه چي خط سياه بكشم. علي كه انگار خيالش راحت شده بود يه نفس راحت كشيد و از سر ميز بلند شد و راه افتاد. گفتم: تو چي؟ گفت: من؟ گفتم: آره... اگه مشكل از من باشه... تو چي كار مي كني؟ برگشت و زل زد به چشامو گفت: تو به عشق من شك داري؟ فرصت جواب ندادو گفت: من وجود تو رو با هيچي عوض نمي كنم. با لبخندي كه رو صورتم نمايان شد خيالش راحت شد كه من مطمئن شدم اون هنوزم منو دوس داره. گفتم: پس فردا مي ريم آزمايشگاه. گفت: موافقم، فردا مي ريم. و رفتيم ... نمي دونم چرا اما دلم مث سير و سركه مي جوشيد. اگه واقعا عيب از من بود چي؟! سر خودمو با كار گرم كردم تا ديگه فرصت فكر كردن به اين حرفارو به خودم ندم... طبق قرارمون صبح رفتيم آزمايشگاه. هم من هم اون. هر دو آزمايش داديم تا اينكه بهمون گفتن جواب تا يك هفته ديگه حاضره... يه هفته واسمون قد صد سال طول كشيد... اضطرابو مي شد خيليآسون تو چهره هردومون ديد. با اين حال به همديگه اطمينان مي داديم كه جواب ازمايش واسه هيچ كدوممون مهم نيس. بالاخره اون روز رسيد. علي مث هميشه رفت سر كار و من خودم بايد جواب آزمايشو مي گرفتم... دستام مث بيد مي لرزيد. داخل آزمايشگاه شدم... علي كه اومد خسته بود. اما كنجكاو ... ازم پرسيد جوابو گرفتي؟ كه منم زدم زير گريه. فهميد كه مشكل از منه. اما نمي دونم كه تغيير چهره اش از ناراحتي بود يا از خوشحالي ... روزا مي گذشتن و علي روز به روز نسبت به من سردتر و سردتر مي شد. تا اينكه يه روز كه ديگه صبرم از اين رفتاراش طاق شده بود، بهش گفتم: علي، تو چته؟ چرا اين جوري مي كني؟ اونم عقده شو خالي كرد و گفت: من بچه دوس دارم مهناز. مگه گناهم چيه؟! من نمي تونم يه عمر بي بچه تو يه خونه سر كنم. دهنم خشك شده بود و چشام پراشك. گفتم اما تو خودت گفتي همه جوره منو دوس داري... گفتي حاضري بخاطرم قيد بچه رو بزني. پس چي شد؟ گفت: آره گفتم. اما اشتباه كردم. الان مي بينم نمي تونم. نمي كشم... نخواستم بحثو ادامه بدم... دنبال يه جاي خلوت مي گشتم تا يه دل سير گريه كنم و اتاقو انتخاب كردم... من و علي ديگه با هم حرفي نزديم تا اينكه علي احضاريه آورد برام و گفت مي خوام طلاقت بدم يا زن بگيرم! نمي تونم خرج دو نفرو با هم بدم، بنابراين از فردا تو واسه خودت؛ منم واسه خودم ... دلم شكست. نمي تونستم باور كنم كسي كه يه عمر به حرفاي قشنگش دل خوش كرده بودم، حالا به همه چي پا زده. ديگه طاقت نياوردم لباسامو پوشيدمو ساكمم بستم. برگه جواب آزمايش هنوز توي جيب مانتوام بود. درش آوردم يه نامه نوشتم و گذاشتم روش و هر دو رو كنار گلدون گذاشتم. احضاريه رو برداشتم و از خونه زدم بيرون... توي نامه نوشته بودم: علي جان، سلام اميدوارم پاي حرفت واساده باشي و منو طلاق بدي. چون اگه اين كارو نكني خودم ازت جدا مي شم. مي دوني كه مي تونم. دادگاه اين حقو به من مي ده كه از مردي كه بچه دار نمي شه جدا شم. وقتي جواب آزمايشارو گرفتم و ديدم كه عيب از توئه باور كن اون قدر برام بي اهميت بود كه حاضر بودم برگه رو همون جاپاره كنم... اما نمي دونم چرا خواستم يه بار ديگه عشقت به من ثابت شه... توي دادگاه منتظرتم... امضا؛ مهناز. برگرفته از وبلاگهاي گوناگون
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم مهر 1390ساعت 14:7 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
عكسهايي از طبيعت زيباي روستاي حيرت سري سوم
براي ديدن عكسهاي بيشتر بروي ادامه مطلب كليك نمائيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 15:22 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و دوم مرداد 1389ساعت 23:8 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
عکسهایی از طبيعت زيباي روستاي حيرت سري اول براي ديدن عكسهاي بيشتر بروي ادامه مطلب كليك نمائيد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 22:40 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
فقط نکن !!! 1- شش سال اوّل زندگی: 2- دوره دبستان:
3- دوره راهنمایی: 4- دوره دبیرستان: • با کامپیوتر بازی نکن
5- دوره دانشگاه:
6- دوره سربازی: 7- دوره شوهر بودن:
8- دوره پدر بودن:
9- دوره پیری: 10- دوره پس از مرگ ! • حالا دیگه دوره نکن تموم شد! حالا هر غلطی دلت میخواد بکن.... • ......بکن • ....... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ...... بکن • ...... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... بکن • ..... فقط خواهشا'' با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن !!! |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم بهمن 1388ساعت 22:41 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
نقشه ماهواره اي روستاي زيباي حيرت و منطقه كجور
نقشه روستاي حيرت و منطقه زيباي كجور
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم تیر 1388ساعت 16:12 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
روش ۱: روزهای تعطیل مثل بقیه روزها ساعتتون رو کوک کنین تا همه از خواب بپرن! ﴿این روش برای افرادی که غیر از سادیسم، رگههایی از مازوخیسم هم دارن پیشنهاد میشه!﴾ روش ۲: سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلوییها زودتر راه بیفتن روش ۳: وقتی میخواین برین دست به آب، با صدای بلند به اطلاع همه برسونین
|
|
+ نوشته شده در
شنبه نهم خرداد 1388ساعت 23:3 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
31 راز دوستی برای هر روز از ماه، گفتاری كوتاه پیشنهاد شده است. مرور این رازها را در ساعت مناسبی از روز آغاز كنید. گفتار را چند بار تكرار كنید. دفعه اول با صدای بلند بعد آرام تر، بعد به صورت یك زمزمه و سپس در فكرتان تكرار كنید. با هر بار تكرار، بگذارید كلمات با عمق بیشتری جذب ضمیر ناخود آگاهتان شود. به تدریج مفهوم كاملی از این گفتارها را به دست خواهید آورد كه اگر بخواهید آنها را طی یك دوره یاد بگیرید در پایان حقایق ارائه شده با شما یكی خواهد شد. آن صفحه ای كه گفتار روزتان هست طی روز باز كنید در هر فرصت آن را مرور كنید. حتی المقدور آن گفتار را با شرایط واقعی زندگی تان تطبیق دهید. شب قبل از خواب چند بار دیگر گفتارتان را مرور كنید. سعی كنید اثرات مثبت را در تمام وجودتان جذب كنید و بگذارید با ضمیر آگاهتان یكی شود.
روز اول راز دوستی در تفاوت قائل شدن میان دوستان است، صداقت را به چاپلوسی و صمیمیت را به لبخندهای تصنعی ترجیح بده. روز دوم راز دوستی در آن است که برای یافتن دوستان صمیمی باید اول خودت یک دوست باشی. روز سوم راز دوستی در توقع نداشتن از دیگری است، نسبت به دیگران آزاده رفتار کن. روز چهارم راز دوستی در قسمت کردن شادی ها با دیگران است. روز پنجم راز دوستی در این است که بیشتر گوش کنی تا دیگران را وادار به شنیدن کنی. روز ششم راز دوستی در این است که در خوشبختی دیگران نه فقط با حرف بلکه با عمل سهیم باشی. روز هفتم راز دوستی در دوست داشتن بی قید و شرط دیگران است روز هشتم راز دوستی در این است که دوستانت را تحسین کنی بی آنکه بدانند چه احساسی نسبت به آنها داری. روز نهم راز دوستی در این است که دوستانت را همان طور که هستند بپذیری و سعی نکنی آنها را به دلخواه خودت باز آفرینی کنی. روز دهم راز دوستی در این است که حالات خوب و بد خود را به دیگران تحمیل نکنی, اما به آنها فرصت دهی که احساس خود را بیان کنند. روز یازدهم راز دوستی در این است که نیاز های دیگران را مقدم بر نیاز های خودت بدانی. روز دوازدهم راز دوستی در این است که هرگز اشتیاق دوستانت را نسبت به مسائل مختلف تحقیر نکنی. روز یازدهم راز دوستی در محترم شمردن است، به حقوق و دیدگاه های دوستت احترام بگذار. روز چهاردهم راز دوستی در این است که تغییر حالات خود را با خوشرویی و حسن نیت بپذیری. روز پانزدهم راز دوستی در این است که محبت را نه تنها با کلام بلکه با نگاه و لحن صدا نیز ابراز کنی. روز شانزدهم راز دوستی در این است که دوستان را در آرزوها و اهدافت سهیم کنی، نه این که فقط با آنها وقت بگذرانی. روز هفدهم راز دوستی در این است که هنگام صحبت كردن با دوستان حواست کاملا جمع آنها باشد. روز هجدهم راز دوستی در این است که همواره افکار مثبت در سر داشته باشی، خصوصا هنگام بروز سوء تفاهمات. روز نونزدهم راز دوستی در این است که هرگز دوستانت را قضاوت نکنی بلکه همواره نکات مثبت آنها را ببینی. روز بیستم راز دوستی در این است که دائما دیگران را سرزنش نکنی بلکه مزایای مثبت کار درست را صادقانه بیان کنی. روز بیست و یکم راز دوستی در این است که از سعادت دوستان شاد باشی و هرگز وضعیت خود را با بدبینی با وضعیت آنها مقایسه نکنی. روز بیست و دوم راز دوستی در این است که در غم و ناراحتی دوستانت شریک باشی و به آنها دلگرمی بدهی نه اینکه با ابراز احساسات نادرست ناراحتی شان را تشدید کنی. روز بیست و سوم راز دوستی در این است که حامی حقوق دوستت باشی حتی اگر ناچار شوی به اشتباه خود اعتراف کنی. روز بیست و چهارم راز دوستی در معتمد بودن است، روی حرفت بایست به قولت عمل کن و به تعهدت پایبند باش. روز بیست و پنجم راز دوستی در این است که در معاشرت با جمع رشد کنی و آگاهی ات را افزایش دهی. روز بیست و ششم راز دوستی در این است که روابط خود با دوستانت را به روابطی استثنایی تبدیل کنی. روز بیست و هفتم راز دوستی در صدر قرار دادن عشق خداوند است. روز بیست و هشتم راز دوستی در این است که با موهبت دوستی عشق به خداوند را در خودت ایجاد کنی. روز بیست و نهم راز دوستی در این است که به تنش های موجود در رابطه ات بها ندهی و دست به کاری بزنی که موجب تقویت دوستی شود. روز سی ام راز دوستی در صمیمیت است. برای دوستانت یک دوست واقعی باش حتی زمانی که با تو بد می کنند. روز سی و یکم ( آخرین راز ) راز دوستی در این است که به دنبال سودی باشی که به نفع هر دوی شما باشد، هرگز از دوستانت در راه کسب منافع شخصی سوء استفاده نکن.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 20:7 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
آیا می دانستید در زبان عربی، براى کلمه شمشیر، هشتصد و پنجاه واژه مختلف وجود دارد؟ آیا میدانستید در شیلی منطقه ای صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است. آیا میدانستید هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میญญشود؟ آیا میدانستید وزن اسکلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده کیلوگرم است؟ آیا میدانستید خرس قطبی هنگامی که روی دو پا میایستد حدود سه متر است؟ آیا میدانستید زرافه میญتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند؟ آیا میدانستید خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که میتوانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند؟
آیا میدانستید: بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد؟ آیا میدانستید زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد.
آیا می دانید هزارپا چند پا دارد؟ هزارپاها 60 پا دارند.
آیا می دانستید بزرگترین مدرسه دنیا در شهر مونتسوری هندوستان با تعداد بیست و شش هزار و سیصد و دوازده دانش آموز می باشد؟
آیا می دانستید که طولانی ترین دوره بیهوشی در تارخ پزشکی مربوط به ซالن اسپوریتوป یک دختر هفت ساله امریکایی است؟ او پس از عمل جراحی آپاندیس در سال 1942 میلادی به حالت اغماء رفت و پانزده سال بعد به هوش آمد.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم فروردین 1388ساعت 18:11 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
شهرستان چالوس موقعیت جغرافیایی- این شهرستان از شمال به دریای مازندران، از جنوب به رشته کوههای البرز، از شرق به شهرستان نوشهر و از غرب به شهرستان تنکابن محدود می شود مساحت آن 1800 کیلومتر مربع است جمعیت- برابر آمار سال 1375 جمعیت شهرستان چالوس 111000نفر بوده است که 54 درصد شهرنشین و46 درصد روستا نشین بوده اند رشد سالانه جمعیت این شهرستان 7/1 درصد است تقسیمات سیاسی- شهرستان چالوس از دو بخش مرکزی و کلاردشت تشکیل شده است تاریخ شهرستان- در کتابهای جغرافیایی و تاریخی دوره اسلامی واژه ی شالوس مکرر آمده است به طوری که یاقوت حموی در کتاب خود می نویسد:شالوس شهری است در جَبَل در سر حد تبرستان. درباره وجه تسمیه این شهرستان می گویند چون بخش جلگه ای نسبت به ارتفاعات پست تر دیده می شود بدین سبب آن را «چاله است» یا «چاله اس» می نامیدند که به مرور زمان به چالِش و چالوس تغییر نام یافت چالوس به دلیل اعتدال هوا و مناظر زیبای طبیعی، جنگل، دریا و رودخانه از اهمیت جهانگردی خاصی بر خوردار است.مراکز تفریحی این شهرستان عبارتند از:پارک جنگلی فین همراه با مجتمع ایرانگردی و جهانگردی، تله کابین نمک آبرود، دره رود بارک، عَلَم کوه، دریاچه ولشت یا سما شهرستان نوشهر
موقعيت جغرافيايي- اين شهرستان از شمال به درياي مازندران.از جنوب وجنوب غربي به رسته كوههاي البرزغربي و مذكزي (قزوين)،از شرق به شهرستان نور واز غرب به شهرستان چالوس محدود مي شود.ارتفاع شهر نوشهر20-متر از سطح درياي آزاد است. جمعيت- برابر آمار سال 1375جمعيت شهرستان نوشهر215هزار نفر بوده است. تقسيمات سیاسی- اين شهرستان از دو بخش(مركزي و كجور)وپنج دهستان تشكيل شده است.نقاط شهري آن نوشهر است. سابقه تاريخي وجاذبه جهانگردي- نوشهر در گذشته دهكده اي به نام(خاچك)بود كه به علت واقع شدن در كنار دريا و رفت وآمد كشتيهاي تجاري،مورد توجه حبيب الله خان خلعتبري،پدر محمد ولي خان تنكابني قرار گرفت و به نام حبيب آباد معروف شد.در سال 1305 به نام دهنو خوانده شد از آن پس،با احداث ساختمان هاي تازه و خيابانهاي جديد توسعه شهر آغاز شد.سر انجام در سال 1311(شمسي)يك شركت هلندي تاسيسات متعدد بندري در اين محل احداث كرد در سال 1318عمليات بندر سازي به پايان رسيد و نام محل از دهنو به نوشهرتبديل شد.در سال 1327،نوشهر به صورت شهرستان درآمد. امامزاده يحيي و بقعه سّيد محمد بنامام جعفر صادق(ع)از اماكن متبركه شهرستان مي باشد. نوشهر با برخورداري از شرايط خاص جغرافيايي و داشتن سواحل مناسب،هر ساله شمار زيادي از مسافران داخلي و خارجي را جلب مي نمايد.وجود بندر نيز بر اهميت اين شهر افزوده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 21:34 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
نوروز خواني : نوروز خوانان معمولا" پانزده روز قبل از فرا رسيدن عيد نوروز به داخل روستاها مي آيند و با خواندن اشعار در مدح امامان ترانه هاي محلي، طليعه سال نو را به آنان مژده مي دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند كه يك نفر اشعار را مي خواند، يك نفر ساز مي زند،نفر ديگر كه به آن كوله كش( باركش ) مي گويند به در خانه هاي مردم مي رود و مي خواند: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 18:59 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
مهم ترین و معروف ترین گیاهان علفی روستاي حيرت و منطقه كجور و شرح مختصری از خواص درمانی ونام محلی و علمی آنها گل گاوزبان : نام محلی : شیشنک SISENAK نام علمی : BORAGO – OFFICI – NALIS گیاهی است علفی ، یکساله به ارتفاع پانزده تا هفتاد سانتیمتر و دارای ساقه منشعب شیاردار و پوشیده از تارهای خشن که امروزه در غالب مناطق اروپا مانند منطقخ مدیترانه ، فرانسه ، آفرقای شمالی و بعضی نواحی آسیا مانند ایران و... می روید .قسمت مورد استفاده این گیاه ، گل و برگ و یا سرشاخه گلدار آن است که در کد کس KODEKS منحصراً مصرف گل آن ذکر شده است . خواص درمانی : گل و برگ آن اثر نرم کننده ، معرق ، مدر ، آرام کننده و تصفیه کننده خون دارد . مصرف آن در تمام مواردی که نیاز به تقویت اعمال کلیه ، برونشها و پوست باشد مانند زکام ، سرفه ، برونشیت ، نزله ، ذات الریه ، بی اختیاری دفع ادرار ، سودا ، خنازیر ، حالات تحریکی و احتقانی اعضایی مانند کلیه ، کبد و طحال و همچنین خیز اندامها توصیه گردیده است . از گل گاوزبان به علت مدر بودن در آغاز بیماریهای سر خک ، مخملک ، به منظور دفع مواد سمی از راه عرق و ادرار استفاده می شود . همانطور که مصرف زیاد آن زیان ندارد ، اثر آن بطی ء می باشد .له شده برگ های تازه گل گاوزبان اگر بر روی کورک و دمل و ورم ها و سوختگیها گذاشته شود و یا جوشانده گرم آن به صورت ضماد روی کورکها و دملها نهاده شود موجب تسکین درد و بهبود آن می گردد. صور دارویی دم کرده بیست تا شصت گرم برگ یا گل گاوزبان در یک لیتر آب به مقدار دو تا سه فنجان در روز در فاصله غذاها (برای آن که دم کرده گل گاوزبان دارای همان رنگ طبیعی خود باشد باید عمل دم کردن به سرعت انجام شود . )در استعمال خارجی ( استفاده از له شده برگهای تازه و استفاده از جوشانده گرم آن به صورت ضماد )جوشانده پنجاه تا صد گرم آن در یک لیتر آب بکار می رود . برگ تازه گل گاوزبان اگر با برگ بولاغ اوتی و گل قاصد به صورت له شده در آید ، سپس شیره آنهابا فشار گرفته شود ، عصاره ای به دست می آید که به عنوان تصفیه کننده خون مصرف می گردد .از مصرف های دیگر گل گاوزبان آن است که از برگ آن در بسیاری نواحی بصورت سالاد استفاده می کنند . برگ پخته گل گاوزبان نیز مانند اسفناج مصرف می شود . معمولاٌ از گل گاوزبان برای رنگ کردن سرکه استفاده می کنند . به علاوه از آن نوعی تنطور و ورنی آبی رنگ تهیه می شود .گل گاوزبان در فرمول شربت سالسیاره کمپوزه وارد می گردد . بابا آدم نام محلی : پلورک (پهن برگ ) PALVARG نام علمی : ARCTIUM LAPPA گیاهی است علفی، بزرگ و دارای ساقه منشعب بطول 80/0 تا 5/1 متر و حتی بیشتر که به حالت وحشی در دشتها و نواحی مرطوب و سایه دار تا ارتفاعات هزار و پانصد تا هزارو هشتصد متری در غالب نواحی معتدل اروپا و آسیا می روید . ریشه ای دراز به قطر یک انگشت با ظاهر دوکی شکل و قهوه ای رنگ دارد ولی اگر شکسته شود در مقطع به سفیدی می زند . از ویژگیهای آن این است که پهنک برگهای آن بسیاربزرگ و دارای حالت نسبتاً افتاده روی ساقه است . بزرگی پهنک برگهای آن به نسبتی که از قاعده ساقه به رأس آن نزدیک می شویم کم می گردد . رنگ آن ها در سطح فوقانی پهنک ، سبز تیره ولی در سطح تحتانی به سبب پوشیده بودن از تارهای فراوان سبز روشن است. کاپیتولهای آن ظاهری کروی و مجتمع دارند و هر یک از آن ها نیز مرکب از گل های کوچک ارغوانی به تعداد چهل تا پنجاه محصور در تارهای ابریشمی است . براکته های انو لوکر آن هر یک در انتهای خمیدگی قلاب مانند ختم می شود . میوه آن پس از رسیدن به صورت فندقه ای با سه یا چهار سطح مشخص در می آید . رنگ آنها خاکستری یا قهوه ای روشن و یا حنایی و گاهی منقوش به لکه های نسبتاً تیره است .در بالای میوه آن دسته تارهای ابریشمی کوتاه به رنگ زرد و یا سفید مایل به زرد دیده میشود که به اندک تماسی فرو می ریزد . سطح خارجی میوه گیاه نیز پوشیده از تارهای ریز است به طوری که وجود آن ها سبب می گردد که به سهولت بدست بچسبد . وجود اینحالت باعث می گردد که میوه بر اثر چسبیدن به پشم و پوست حیوانات مخصوصاً گله های گوسفند ، به مناطق دور دست انتقال یابد و با این عمل وسعت پراکندگی گیاه پیوسته افزایش یابد .برای پرورش آن ، دانه ( میوه ) گیاه را که بلا فاصله پس از رسیدن و جدا شدن از کا پیتولها بدست آمده باشد انتخاب کرده ، آنها را در زمین آماده و بر روی خطوطی به فواصل شصت سانتیمتر از یکدیگر در ماه شهریور به نحوی میکارند که هر سه یا چهار عدد آنهادر فاصله بیست سانتیمتر از یکدیگر قرارداشته باشد . پس از کاشتن دانه نیز باید زمین زراعتی را به خوبی غاطک زد تا با این عمل ، دانه ها ، در خاک ثابت گردند و کمی بدرون خاک نفوذ یابند . برداشت محصول در اواخر اسفند ماه تا اوایل اردیبهشت ماه سال دوم صورت می گیرد ، ولی اگر دیرتر اقدام به این کار شود نه تنها به علت چوبی شدن قابل استفاده نخواهد بود بلکه مقداری از خواص درمانی آن نیز کم می شود . قطعات خشک شده ریشه گیاه ، رنگ خاکستری یا قهوه ای روشن دارد . خواص درما نی ریشه بابا آدم اثر تصفیه کننده خون دارد ، مدر و معرق است و مصرف آن نیز از قدیم الایام برای رفع نقرس ، روماتیسم ، رفع عوارض سفلیس و امراض جلدی مختلف بین مردم معمول بوده ، به یکدیگر توصیه می کرده اند .ریشه با با آدم ، مدر و تصفیه کننده خون است و در رفع خیز عمومی بدن ، نقرس ، سنگ کلیه ، رفع جوشهای صورت ، دانه های غروربیماریهای پوستی مختلف سرخک و بطور کلی تبهای دانه ای ، روماتیسم ، قلنج های کبد ی و نزله های ششی مزمن ، اثر معالج دارد.مصرف فراورده های آن در کودکان مبتلا به سرخک ، مخملک و آبله موجب سهولت بروز دانه ها می شود.اگر له شده ریشه تازه با با آدم و یا جوشانده غلیظ آن بصورت ضماد روی پوست بدن گذاشته شود کورک . اگزومای خشک را بهبودمی بخشد. مالیدن لوسیونهای حاصله از جوشانده ریشه با با آدم با عث تقویت پوست سر و جلوگیری از ریزش مو می گردد .ضماد برگهای آن موجب تسکین درد و ورم مفاصل و رفع ناراحتی ها و التهاب در بواسیر می شود . استفاده از برگهای له شده با با آدم در معالجه گزش مار و حشرات تو صیه شده است . برگ با با آدم اگر به بیماران مبتلا به مرض قند داده شود مقدار قند خون را در آنان پایین می آورد .ریشه تازه ویا تثبیت شده با با آدم از نظر درمانی بر ریشه خشک شده آن برتری دارد . صور درارویی دم کرده یا جوشانده چهل تا شصت در هزار گیاه تازه به مقدار سه فنجان در روز ، شربت با با آدم که از یک قسمت ریشه تازه ، هشت قسمت آب و هشت قسمت قند تهیه می شود به مقدار سی تا صد گرم در روز تنطور 5/1 ریشه به مقدار یک تا ده گرم در یک فنجان سه مرتبه در روز ، شراب حاصل از قراردادن هشت گرم دانه در یک لیتر شراب سفید به عنوان مدر لوسیون حاصل از قراردادن و فشردن صد گرم ریشه تازه با با آدم با پنجاه گرم ریشه تازه گزنه در نیم لیتر (RHUM) برای تقویت پوست سر و جلوگیری از ریزش مو . در دامپزشکی جوشانده پنجاه در هزار ریشه با با آدم را برای درمان جرب در سگها و جلوگیری از ریزش مو و خارش شدید در آنها بکار می برند .ریشه با با آدم اگر به صورت قطعات ریز در غذای گوسفندان و بطور کلی دامها افزوده شود موجب رفع سرفه آنها می شود .سایر نقاط رویش : نواحی مختلف البرز ، نواحی کوهستانی خراسان ، کرمان ، رودبار و اطراف تهران . پلم به لهجه محلی : PLEYM نام علمی : SAM BUC SEBULUS گیاهی علفی به ارتفاع یک تا دو متر که در سراسر منطقه شمال ایران یا فته می شود . گلهای مجتمع آن رنگ سفید مایل به گلی دارند و پس از رسیدن نیز به میوه های کوچک کروی و به رنگ سیاه مایل به ارغوانی تبدیل می گردند . از تمام قسمت های این گیاه نیز بوی تند و نا مطبوعی متصاعد می شود که وجود آن را در هر منطقه ای که بروید به آسانی نشان می دهد .پوست ، ساقه ، ریشه ، گل ، میوه و دانه این گیاه دارای اثر درما نی است ولی اگر به مقدار زیاد مصرف گردد ، عوارض ناراحت کننده ای بوجود می آورد. خواص در ما نی آزمایشهای گوناگونی که بر روی اعضای مختلف این گیاه شده است نشان داده که پوست این گیاه دارای اثر مسهلی و مدر است .گل های آن معرق و برگ آن در رفع التهاب بافتها موثر است . در موارد استسقا ، ورم مزمن مفاصل ، بیماریهای جلدی و ... بیشتر پوست داخلی ریشه و دانه گیاه را می توان بکار برد ، ولی مصرف مقدار زیاد آنها ناراحتی هایی نظیر قی و اسهال ایجاد می کند . برای رفع گلو درد ، جوشانده آن را غرغره می کنند .در معالجه کوفتگی ها و باد سرخ می توان از ضماد برگ آن استفاده کرد . صور دارویی جوشانده دوازده تا سی در هزار پوست و ریشه به مقدار سی تا صد گرم در روز بین هر دو غذا دم کرده چهار تا هشت در هزار گل .اسامی محلی این گیاه در نواحی شمالی ایران مختلف است و به ، پل خوم ، پل خون ، پلیم ، و شون موسوم است . گزنه نام محلی : گزنا GAZENA نام علمی : PLAMIUM ALBUM گزنه سفید گیاهی است علفی ، پایا و به ارتفاع پانزده تا شصت و پنج سانتیمتر که به فراوانی در نواحی مرطوب ، در حاشیه جنگلها و مکانهای سایه دار غالب نواحی اروپا مانند فرانسه ، سویس ، بلژیک و نواحی شمالی ، غربی و جنوب غربی آسیا و همچنین در شمال آفریقا ، مانند الجزایر و تونس می روید .ساقه راست یا کمی خمیده ، چهار گوش و برگهای متقابل به شکل قلب ، نوک تیز و دندانه دار دارد . گل های آن در فاصله ماه های فروردین و اردیبهشت به صورت دسته های چهار تا ده تایی در کناره برگهای فوقانی ساقه ، مجتمع می گردد .قسمت مورد استفاده این گیاه ، گل ها و یا سر شاخه های گلدار آن است که عطری ملایم دارد ولی پس از خشک شدن ، عطر آن از بین می رود .گردآوری سر شاخه های گلدار گیاه باید در آغاز گل دادن و گل های آن پس از شکفتن کامل صورت گیرد زیرا اگر به تأخیر افتد اثر درما نی آن کاهش می یابد . جام گل گزنه سفید که معمولاً پرچم ها را همراه دارد و قیمت آن در بازار تجارت گران است ، بر سر شاخه گلدار گیاه از نظر درما نی ترجیح داده می شود. در برخی بیماریها ، از تمامی گیاه ویا شیره آنها نیز استفاده میگردد. خواص در ما نی سر شاخه گلدار و گل گزنه سفید ، بطور ملایم اثر قابض ، تصفیه کننده خون ، مدر ، صفرا بر ، مخدر و التیام دهنده دارد . از این رو ازآن در رفع بیماریهای مختلف مانند اسهالهای ساده ، خونریزیها ، اخلاط خونی ، رفع دانه های جلدی اطفال ، خنازیر ، کم خونی ، آب آوردن انساج ، بیماریهای دستگاه تنفسی و طحال ، عدم دفع ادرار و ترشحات زنانگی مصرف می شود . صور دارویی دم کرده ده تا سی گرم گیاه در یک لیتر آب به مقدار دو تا سه فنجان در روز ( در بیماریهای دستگاه تنفسی می توان این مقدار را توأم با فراورده های گزنه معمولی مصرف کرد . ) گرد گل به مقدار ثلث تا نصف قاشق چای خوری مخلوط در غذا به عنوان تصفیه کننده خون ، مخلوط صد گرم تنطور گیاه کامل با پنجاه گرم شربت ساده و بیست و پنج گرم آب ، به مقدار یک قاشق قهوه خوری هر نیم ساعت برای رفع خونریزی برونشها ، اخلاط خونی ، خونریزی در فواصل قاعدگی و رفع ترشحات زنانگی و ادامه مصرف آن پس از رفع خونریزی به مقدار یک قاشق سوپ خوری در هر چهار ساعت ، الکلا تور اعضای تازه گیاه به مقدار پنج تا بیست گرم برای رفع خونریزی به دفعات سی قطره در هر نیم ساعت . بنگدانه نام محلی : TATULE نام علمی : HYOSCY AMUS MIGER گیاهی است علفی ، دو ساله ، دارای ساقه استوانه ای شکل ، خمیده در ناحیه رأس و به ارتفاع شصت تا هشتاد سانتیمتر که در کنار جاده ها ، ویرانه ها ، قبرستانها و نواحی بایر غالب نقاط اروپا مانند یوگوسلاوی ، منطقه مدیترانه و نقاط مرکزی و غربی آسیا مانند ایران و شمال افریقا می روید .این گیاه ، ریشه ای راست و دراز و نسبتاٌ ضخیم دارد . برگهای آن متناوب ، مثلث شکل ، نوک تیز و در قسمت انتهایی ساقه معمولاً فاقد دمبرگ می باشد ، رنگ برگ های آن سبز مایل به سفید است و به مجرد دست زدن به انگشتان می چسبد . گل های آن در فاصله ماههای اردیبهشت و خرداد ظاهر می شود ، رنگ زرد روشن دارد و شبکه ای از خطوط ظریف به رنگ ارغوانی نیز آنها را زینت می دهد . میوه آن پوشینه و دارای ظاهری شبیه دیگ دهانه دار و محتوی چهار صد تا پانصد دانه کوچک است .قسمت مورد استفاده این گیاه برگ و دانه آن است . برگ های این گیاه را معمولاً در زمانی که ظاهر می گردد می چینند و به سرعت خشک می کنند . دانه این گیاه را باید پس از رسیدن کامل میوه ، جمع آوری کرد . اندازه این دانه ها یک میلیمتر است . پوسته ای مشبک به رنگ قهوه ای روشن یا خاکستری غبار آلود نیز آن را از خارج می پوشاند . باید توجه داشت که این گیاه سمی و سم آن نیز از بسیاری جهات شبیه بلادون می باشد با این تفاوت که کمتر کسی از آن مسموم می شود ، زیرا اولاً میوه آن درون کاسه ای با دندانه های نوک تیز جای دارد و کمتر کسی به آن نزدیک می شود ، ثانیاً برگ و اعضای گیاه چسبنده است و بوی بد دارد که خود باعث می گردد همواره از آن دوری کنند . ثالثاً اگر برگ تازه آن به اشتباه با برگ خوراکی گیا هان مختلف مخلوط گردد ، ضمن پخته شدن مقداری از سم آن کاسته می شود . خواص درما نی بنگدانه اثر ضد تشنج ، آرام کننده درد ، مخدر ، باز کننده مردمک چشم و خواب آور دارد و چون در عین حال آرام کننده و خواب آور است از آن در مواردی که نتوان تریاک تجویز کرد و همچنین در معالجه بیماری ها ی که منشاء عصبی و اختلالات دماغی دارند استفاده می گردد . در بیماری های دستگاه تنفسی مانند سرفه های تشنجی ، سیاه سرفه ، سل ، برونشیت های مزمن ، درد های عصبی مخصوصاً مربوط به عصب تری ژومو ، درد مفاصل ، روماتیسم ، نقرس ، احساس چنگ زدگی در معده ، قولنج ها ، درد های منشاء ورم روده ، آنژین دوپواترین ، تحریکات مغزی ، هیستری ، صرع ، بیماریهای دماغی همراه با هیجانات ، بی خوابی و به علت دارا بودن هیوسین نسبتاً زیاد در بیماریهای رعشه از آن استفاده می شود .از برگ بنگدانه در رفع دردهای عصبی ( اعصاب سطحی ) به صورت ضماد یا بخور و یا مالیدن روغن دانه یا پماد می توان نتیجه فوری گرفت . سردردهای عصبی و میگرن ، با گذاشتن برگ له شده بنگدانه در محل درد ، فوراً تسکین می یابد . صور دارویی برگ های بنگدانه به صورت گرد و به مقدار ده درصد تا پنجاه درصد گرم ( حداکثر مصرف آن بیست درصد گرم در یک دفعه و شصت درصد گرم در بیست و چهار ساعت ) عصاره الکل به مقدار پنج درصد تا ده درصد گرم به صورت حب و تنطور الکلی 10/1به مقدار پنجاه درصد تا سه گرم در بیست و چهار ساعت برای اشخاص بالغ ، ولی سه قطره بر حسب هر یک سال از سنین عمر در کودکان مصرف می شود . حداکثر مصرف این تنطور یک گرم برای یکبار و چهار گرم در بیست و چهار ساعت برای اشخاص بالغ است .یکی از موارد موثر بنگدانه هیوسین یا اسکوپولامین، الکا لوئیدی است بسیارسمی که در عده ای از گیاهان تیره سیب زمینی یافته میشودهیوسین دارای خاصیت آرام کننده سلسله اعصاب با اثر بسیار قوی است و از آن برای تسکین ناراحتی های عصبی ، فلج های هیجان انگیز ، رفع لرزشهای زمان کهولت و رفع تحریکات شدید دیوانگان استفاده می شود . ضمناً خواب آور است و می توان با به کار بردن آن اثر مرفین را تقویت کرده ، موجب خواب راحت ده ساعته بیمار شد .هیوسین یا اسکوپولامین اثر بی حس کننده عمومی نیز دارد و می توان در جراحی ها دو ساعت قبل از بیهوش کردن با کلروفرم از آنرا به بیمار تزریق کرد . نسخه برای رفع سرفه : عصاره بنگدانه پنج درصد گرم عصاره تریاک دو درصد گرم برای یک حب و به تعداد یک تا چهار حب در روز نسخه برای رفع ناراحتی های روماتیسم : عصاره بنگدانه پنج گرم لدانم دوسیدانهام ده گرم روغن بنگدانه صد گرم برای مالیدن روی عضو برای رفع درد و ناراحتی های روماتیسم . نسخه برای رفع دردهای عصبی : عصاره بنگدانه پنج درصد گرم عصاره والرین ده درصد گرم برومیدرات کینین ده درصد گرم برای یک حب و به تعداد دو تا چهار حب در روز . ازگیل نام محلی کنس KENES نام علمی : MESPILUS GER MANICA درختچه یا درخت کوچکی به ارتفاع پنج تا شش متر است که غالباً در جنگل های نواحی معتدله آسیا و اروپا می روید . نمونه های پیوند شده و پرورش یافته آن میوه ای درشت با طمع مطبوع می دهد . قسمت مورد استفاده درخت ازگیل برگ و میوه آن است . خواص درما نی ازگیل دو عمل متمایز انجام می دهد یکی آنکه روی روده اثر مقوی و قابض دارد بطوری که با مصرف آن ورم روده بطور محسوس بهبود می یابد و دیگر آن که روی خون اثر کرده ، فشار اسمزی آن را بالا می برد .ازگیل در رفع اسهالهای ساده اثر قاطع دارد همچنین در رفع خونریزیها موثر است . برگ ازگیل قابض است و جوشانده آن بهصورت غرغره در رفع آفت و ورم مخاط گلو موثر است .
صور دارویی شربت ازگیل در معالجه اسهال اطفال اثر مفید دارد . برای تهیه آن صد گرم ازگیل نیمه رسیده را به صورت قطعاتی در آورده در نیم لیتر آب به مدت یک ربع ساعت می جوشانند سپس پنجاه گرم برگ تازه OFFICINALIS SANGUISORBA بدان می افزایند و به مدت پنج ساعت دم می کنند ، سپس به این دم کرده آن قدر شکر یا قند می افزایند تا مانند شربت غلظت یابد . مقدارمصرف این شربت صد تا دویست گرم در بیست و چهار ساعت می باشد .سایر نقاط رویش : نواحی مختلف ایران ، منطقه البرز ، گیلان ، مازندران و اطراف تهران. سرخ ولیک نام محلی : SERXE VELIK زالزالک وحشی قرمز نام علمی : CRATAEGUS OXYACANA درختچه ای است با شاخه های انبوه و خاردار که برگهای دندانه دار و منقسم به لبهای کم عمق دارد . گلهای آن سفید مایل به گلی و میوه اش نسبتاً بزرگ و به طول تقریباً یک سانتیمتر می باشد . قسمت مورد استفاده این گیاه گل و پوست و میوه آن در بیماریهای قلبی است . خواص درما نی گلهای این گیاه به صورت دم کرده و گرد آن به مقدار چهار تا هشت گرم در روز ، تنطور الکلی 5/1 ( کد کس ) به مقدار بیست قطرهو دو تا سه دفعه در روز عصاره روان به مقدار ده تا پانزده قطره و سه تا پنج دفعه در روز مصرف می شود . سایر نقاط رویش : نواحی مختلف البرز ، ارومیه ، ( رضائیه ) بروجرد ، گرگان . گالش انگور نام محلی : گالش انگیر نام علمی : GROSSULARIA RECLINATA گیاهی درختچه مانند ،خاردار با ساقه هایی به رنگ خاکستری و به ارتفاع شصت سانتیمتر تا یک متر و نیم است . میوه اش در نژادهای وحشی به بزرگی یک نخود و به رنگ زرد ولی در انواع پرورش یافته بطول سه تا چهار و نیم گرم و در انواع پرورش یافته به سی و سه گرم می رسد . گلهای آن نوش فراوان تولید می کند و زنبور عسل به آن علاقه فراوان نشان می دهد . قسمت مورد استفاده این گیاه ، میوه آن است . خواص درما نی میوه آن دارای اثر مفرخ و ملین است مخصوصاً اگر قبل از رسیدن کامل مصرف شود به حالت رسیده و عاری از پوست ، به علت دارابودن موسیلاژ دانه های خود ، اثر تقویت کننده و حرکات دودی شکل روده و نرم کننده دارد . از این نظر برای مبتلا یان به یبوست مفید است ، به علاوه میوه آن اثر ضد احتقان کبدی داشته مصرف آن موجب می گردد که از تراکم خون در این عضو کا سته شود مصرف زیاد میوه آن ناراحتی و خطر بوجود می آورد . از این میوه نوعی ژله ، مربا ، کمپوت ، کنسرو ، شراب و سرکه تهیه می کنند . محل رویش : سایر نقاط مازندران . بارانک نام محلی : الندری ALENDRI نام علمی : SORBUS TORMINALIS درختی است زیبا به ارتفاع ده تا پا نزده متر که بیشتر در جنگل های واقع در دشتها و یا دامنه های کم ارتفاع می روید . پوست تنه آن به رنگ خاکستری تیره ولی شاخه های آن قهوه ای رنگ است . گلهای آن سفید و میوه اش بیضی شکل به قطر یک سانتیمتر و پس از رسیدن ، قهوه ای رنگ است میوه رسیده آن خوراکی و دارای مواد قندی و اسیدی است زنبور عسل نوش خوب و فراوان از گلهای آن بدست می آورد . قسمت مورد استفاده این درخت میوه آن است . خواص درما نی در گذشته ، از آن به عنوان قابض در بیماریهای مختلف استفاده می کردند .از میوه آن برای رفع اسهال می توان استفاده کرد.سایر مناطق رویش : گیلان ، ارسباران زرشک در محل نیز به همین نام موسوم است و نام علمی آن BERBERIS VULGARIS درختچه ای خاردار به ارتفاع یک تا سه متر و دارای شاخه های شکننده است ، چوب آن زرد رنگ است . این درختچه در جنگل های اروپا و آسیا یافته می شود . شاخه های بلند این درختچه تیغ فراوان دارد . میوه آن کوچک ، قرمز رنگ و بیضی شکل به طول هفت تا ده و به عرض سه تا چهار میلیمتر است . از این گیاه نژاد های پرورش یافته ای وجود دارد که به تفاوت ، میوه ای زرد رنگ ، بنفش و یا آبی تیره دارند. خواص درما نی ریشه و پوست ساقه زرشک از داروهای تلخ بشمار می رود اثر مقوی ، صفرابر و مسهلی به مقدار نسبتاً زیاد دارد . از نظر درما نی آنچه که دارای ارزش است پوست ثانوی ، ریشه و ساقه آن می باشد که هر دو اثر تصفیه کننده خون ، ضد عفونی کننده و کمی مسهلی دارند . در زمان قدیم برای پوست آن اثری شبیه پوست گنه گنه قائل بودند .پوست ، ریشه و ساقه زرشک را در بی نظمی های عمل دستگاه گوارش که منشاء کبدی یا کلیوی داشته باشد ، همجنین در سوء هضم های مزمن که با بی اشتهایی همراه باشد ، ابتلاء معده به یبوست ، قولنج های کبدی و کلیوی ، نقرس ، روماتیسم ، تب های عفونی ،تیفوئید و خونریزیهایی که در فواصل قاعدگی رخ می دهد بکار می برند. برگ زرشک ، در اسهالهای خونی مزمن ، آب آوردن انساجودر اسکوربوت ( عوارض حاصله از فقدان ویتامین ث در بدن ) مصرف می شده است زیرا جویدن برگ زرشک ، نتایج خوب میدهدبعلاوه در شست و شوی زخمها و اولسر ها ، نتیجه خوب از آن حاصل می شود .از میوه زرشک که اسیدهای فراوان دارد در غذا و پلو و نوعی لیمو ناد استفاده می شود . در معالجه تبهای عفونی ، تیفوس و اسهال موثر است . بربرین ماده ای است که علاوه بر مصارف پزشکی در صنعت نیز برای رنگ کردن الیاف پشم ، ابریشم و پنبه بکار می رود و مستقیماً بر آنها اثر کرده رنگ زرد ایجاد می کند . مخلوط آن بازاج ، رنگ زرد خالص می دهد . نیز بربرین برای رنگ کردن چرم بکار می رود همچنین در منبت کاری استفاده می شود و برای رنگ کردن اشیاء بیشتر از ریشه آن استفاده می کنند . چوب زرشک جلا پذیر است .مخلوط شیره میوه رسیده زرشک بازاج ، رنگ قرمز ارغوانی بوجود می آورد . نسترن نام محلی آن سگ گل سرخ SAG GEL – E SERX است و نام علمی آن ROSA CANINA این گیاه به صورت درختچه های کوچک به ارتفاع دو تا سه متر در حاشیه جنگل ها ، خانه ها و گودال ها می روید . کاسبرگ ها و گلبرگهای این گیاه مانند انواع دیگر گل سرخ در بالای برجستگی کوزه ای شکل دیده می شود که درون آن برچه های متعدد جای دارد . پس از انجام عمل لقاح در گل ، جدار برجستگی کوزه ای شکل ، ضخیم و قرمز رنگ شده ، مواد مختلف ذخیره می نماید که در زبان محلی به غلط آن کلیکک KALIKAK گفته می شود . ( کلیکک نام محلی نوعی درخت جنگلی است . ) ولی در اصل سینورودون CYNORRHODON نامیده می شود . جدار داخلی قسمت کوزه ای شکل ، دارای الیاف باریک ، نازک و ابریشمی است و در آن فندقه های متعدد بیضی شکل زاویه دار و بسیار سخت جای دارد که میوه حقیقی گیاه اند . سینورودون پس از خشک شدن ، حالت سخت بخود می گیرد .رنگ آن در این هنگام قهوه ای قرمز ، بوی آن ضعیف و خاصیت آن قابض ، کمی شیرین و اسیدی است . خواص درما نی قسمت گوشدار و کوزه ای شکل آن به علت دارا بودن تانن ، ویتامین "ث" و مواد مختلف دیگر ، اثر ضد اسکوربوت ، قابض و مدر دارد . از این رو ، در رفع اسهال مخصوصاً در مسلولین ، اخلاط خون ، انقباض غیر ارادی ماهیچه های معده ، بیماریهای ناشی از التهاب ورم کلیه ها ، درد هائیکه به علت پیدایی سنگ کلیه و ... عارض می شود مفید تواند بود . تارها ی درون سینورودون اگر بر روی پوست بدن اثر بگذارد ایجاد خارش شدید می کند . بررسی های مختلف نشان داده است که مصرف تارهای مذکور به علت اثر تحریک کننده ای که دارد موجب دفع کرم می گردد . از این رو می توان از آن برای دفع اسکاریدها در اطفال استفاده کرد . باریجه نام محلی : آن هم باریجه BARIJE و نام علمی آن : FERULA GUMOSA گیاهی است پا یا و دارای ساقه ضخیم به ارتفاع یک تا دو متر . برگهای سبز مایل به خاکستری و پوشیده از تارهای ریز و کوتاه به طول سی سانتیمتر ، در قاعده ، ساقه دارد . پهنک برگ آن منقسم به قطعاتی است که بر اثر چند بار تقسیم شدن به صورت قطعات باریک و فشرده به هم درآمده است گل های آن زرد رنگ و مجتمع به صورت خوشه ها ی مرکب متعددی است که غالباً به شکل دستجات فراهم ، در طول ساقه ظاهر می گردد . شیره ای که از قطع ساقه گیاه مذکور بدست می آید باریجه نام دارد . باریجه بویی قوی و طعمی گس ، تلخ و گزنده و ناپسند دارد . خواص درما نی باریجه ، اثر نیرو دهنده ضد نزله و ضد تشنج دارد . ولی امروزه کمتر در مصارف داخلی بکار می رود . در آلمان سابقاً به عنوان قاعده آور و رفع بیماریهای رحمی مصرف داشته است . در ایران به عنوان رفع درد معده از آن استفاده می کنند . مصارف صنعتی باریجه نسبتاً زیاد است.از باریجه نوعی چسب مخصوص چسباندن سنگهای قدیمی مانند الماس تهیه می گردد که در جواهرسازی مصرف دارد بارهنگ نام محلی بارهنگ : BARANG نام علمی : PLANTABO MAJOR گیاهی است به ارتفاع هشت تا پنجاه سانتیمتر و دارای برگ هایی با پهنک بزرگ و واقع در سطح زمین که در منطقه وسیعی از دو قاره اروپا و آسیا همچنین شمال افریقا و امریکای شمالی می روید . قسمت مورد استفاده این گیاه ة برگ ، ریشه و دانه های سیاه آن است که در طب عوام به مصرف درما نی گوناگون می رسد .هیچیک از انواع گیاه مذکور تولید نوش نمی کنند ولی زنبور عسل برای استفاده از گرده این گیا هان به سمت آنها جلب می گردد . خواص درما نی ریشه ، برگ و دانه این گیا هان اثر قا بض و نرم کننده دارد و از آن ها به عنوان تصفیه کننده خون ، آرام کننده و رافع تحریکا ت در نزله های مزمن ، برونش ها ، نزله مجاری ادرار و دستگاه هضم ، رفع ناراحتی های آسم مرطوب ، اسهالهای ساده ، ورم مخاط دهان ، درد دندان و حتی درد گوش استفاده می شود .بارهنگ از گیا هانی است که در ارزش درما نی آن در مصرف خارجی خیلی بیشتر از مصرف داخلی آن است . اگر برگ تازه بارهنگ به مدت چند ساعت در آب جوشیده قرار بگیرد ، سپس قطعات آن روی زخمهای باز گذارده شود ، نه تنها زخم ها را از خطر آلودگی حفظ می کند بلکه باعث التیام و بهبود آنها می شود . جوشانده ریشه گیاه که با عسل ، شیرین شده باشد اگر غرغره شود روی مخاط دهان اثر کرده ، ورم حلق و گلو را از بین می برد . صور دارویی جوشانده پنجاه تا صد گرم ریشه یا برگ بارهنگ در یک لیتر آب به مقدار سه فنجان در روز . جوشانده گیاه در شراب به مقدار یک قاشق در هر ساعت و یک فنجان در موقع خون آمدن از سینه ، دم کرده حاصل از ده گرم برگ بارهنگ در صد و پنجاه گرم آبجوش برای استفاده از آن به صورت شستشو دهنده چشم بسیار مفید می باشد . در بیماریهای سینه ، استفاده از شیره گیاه به صورت زیر توصیه شده است : مقداری برگ بارهنگ را بخوبی در آب می شویند ، سپس آن را روی پارچه تمیز پهن می کنند تا آب آنها خشک گردد ، بعد برگها را به قطعاتی تقسیم می کنند و شیره آنرا می گیرند و هموزن آن ، عسل بدان افزایند و مدت بیست دقیقه می جوشانند . مصرف مقدار کم ماده غلیظ بدست آمده که مدتی بدون اینکه خراب شود ، می تواند در ظرف بسته باقی بماند در رفع بیماریهای سینه توصیه گردیده است اگر به ماده مذکور جوشانده گلهایی که اثر رفع سرفه و تسکین ناراحتی های سینه دارد ، اضافه شود نتیجه بهتری حاصل می گردد . برگ تازه این گیاه بدون آن که پهنک آن به قطعاتی تقسیم گردد ، له می کنند ، سپس آن را روی دمل و ناحیه ملتهب پوست بدن می گذارند. عقیده دارند که با این عمل ضمن تسکین درد ، دمل ، به سهولت سر باز می کند و بهبود می یابد . به علاوه حالت التهاب بطور محسوس آرامش کلی پیدا می کند . زخم های باز نیز با له شده برگ شسته بارهنگ حفاظت می گردد . دارواش نام محلی : دارواش DARVAS نام علمی : VISCUM – ALBUM دارواش گیاهی است نیمه طفیلی که روی درختانگوناگون بسر میبرد و در غالب جنگلها و کوهستانهای ایران مخصوصاً دامنه های البرز و جنگلهای شمال روی درختان مذکور مشاهده می گردد و به آسانی تشخیص داده می شود . شاخه ها ی متعدد آن مجموعاً به صورت بوته ای با ظا هر مدور به ارتفاع سی تا چهل سانتیمتر روی درختان گوناگون در می آید . برگ های آن بیضی شکل گوشتدار و به رنگ سبز مایل به زرد حنایی است . میوه اش کوچک ، گوشتدار ، شفاف ، سفید رنگ به بزرگی نخود و محتوی لعاب چسبنده و لزجی است که در صنعت از آن نوعی چسب تهیه می شود . دارواش با وارد کردن مکنده های خود به درون بافت های ساقه درختان مختلف ، شیره گیا هی را از آن ها می گیرد . قسمت مورد استفاده گیاه از نظر درما نی برگها یا کلیه اندامهای آن است . خواص درما نی دارواش فشار خون را پایین می آورد و از این رو می توان از آن به مقدار کم به منظور کم کردن فشار خون ، رفع تصلب شرائین و عوارض ناشی از آن بکار برد . دارواش در عین حال شتاب ضربان قلب و مقدار ادرار را زیاد می کند . تجربه نشان داده است که پایه ای از آن که روی درخت گلابی به سر می برد اثر قوی تری روی قلب دارد ، در حالیکه دارواش زالزالک وحشی بیش از دیگر نمونه ها ادرار را زیاد می کند . صور دارویی دم کرده یا جوشانده بیست تا سی گرم برگ گیاه در یک لیتر آب به مقدار یک فنجان قبل از غذا ، خیسانده یک فنجان قهوه خوری گرد دارواش در آب سرد ( مدت خیس خوردن اقلاً هشت ساعت ) برای مصرف در سه مرتبه در طول روز ، شراب حاصل از سی تا چهل گرم دارواش و یک لیتر شراب سفید کهنه به مقدار یک لیوان کوچک با هر غذا ، جوشانده سی گرم دارواش در یک لیتر آب برای تهیه محلولهای شست و شوی عضو ، در موارد بروز ترشحات زنانگی و یا استفاده از آن به صورت حمامهای عضوی ( بخور ). مسمومیت فراوردهای دارواش اگر به مقدار زیاد و غیر درما نی مصرف شود ناراحتی های شدید نظیر ضعف اعصاب ، فلج اندامها ، سکته قلبی ،قطع حرکات تنفسی ، احتقان امحاء و احشاء پیش می آورد که غالباً موجب خفگی و مرگ می گردد . از این رو ، دارواش باید در نهایت دقت و به مقداری که برای معالجه ضروری است مصرف شود . گل ختمی نام محلی : گل ختمی نام علمی : ALTHAEA – OFFICINALIS گیاهی است علفی ، پا یا ، دارای ساقه ا ی به ارتفاع 5/0 تا 5/1 متر و پوشیده از کرک ها ی نرم که ریشه ا ی دراز ، دوکی شکل ، به ضخامت ا نگشت و به رنگ خاکستری مایل به زرد دارد .در نواحی مختلف به ویژه در کناره های ما سه ای زمین های کم و بیش شور و نواحی مرطوب می روید و با آنکه امروزه در محیط های مختلف پراکنده است ، با وجود این محل زندگی آن بیشتر در شور زارها ست و از آن جاست که به مکا نهای دیگر انتشار یافته است . از ویژگیهای این گیاه آن است که برگ ها یی با پهنک بزرگ منقسم به سه تا پنج لوب دندانه دار و گل های درشت سفید رنگ ، گلی یا مایل به ارغوانی دارد .ختمی ، به علت دارا بودن گل های درشت و زیبا مورد توجه زنبور عسل است و در ردیف گیا هان مهم مولد نوش قرار دارد ، قسمت مورد استفاده این گیاه ، ریشه ، گل و برگ آن است . تاریخچه : تاریخ استفاده از ختمی به زمانهای خیلی قدیم نسبت داده می شود مثلاً در قرن چهارم قبل از میلاد استفاده از نوعی ختمی را که گل زرد داشته ذکر کرده اند . در قرون وسطی از آن برای مصرف های مختلف استفاده می کرده ا ند و گاهی نیز بجای آن ا نواع دیگر ختمی به مصرف می رسیده است . گیاه شناسان قرن شا نزدهم میلادی با توجه به موارد درما نی که دانشمندان قدیمی برای ختمی قائل بوده اند آن را در رفع درد معده ، ورم روده ، سرفه ، نزله ، ترشحا ت زنانگی ، سنگ کلیه ، بیماریهای عصبی ، درد گلو و لثه دندانها ، گزش زنبور و ... موثر ذکر کرده اند . خواص درما نی استفاده درما نی از ختمی مدتها ست در طب عوام بین مردم معمول می باشد ، بطوریکه هنوز هم از ارزش درما نی آن بین مردم کاسته نشده است . گل ختمی ، رافع تحریکات جلدی و نرم کننده است و در مداوای بیماریهای سینه ، سرفه ، گلو درد بکار می رود ، از گل ختمی در رفع ورم ملتحمه نیز استفاده می کنند . برگ ختمی دارای موسیلاژ فراوان و اثر نرم کننده در مصرف ها ی داخلی است . از ضماد آن نیز استفاده می کنند . جوشانده برگ ختمی را به صورت بخور ، لوسیون ، کمپرس گرم ، غر غره ، تنقیه و ... در موارد مختلف به کار می برند . ریشه ختمی نیز اختصاصا تی شبیه برگ و گل آن داشته ، از آن به عنوان نرم کننده ، رفع کننده تحریکات جلدی ، آرام کننده و غیره استفاده می کنند. مصرف ریشه ختمی را در تمام موارد التهاب ، سرفه های شدید ، نزله ها ، آنژین ، برونشیت ، دلپیچه ها ، یبوست ، ترشح زیاد زرد آب ، بیماریهای مثانه ، سنگ کلیه ، عدم دفع ادرار ، ترشحات زنانگی و غیره توصیه شده است . صور دارویی گل ختمی به صورت دم کرده ، ده تا سی گرم در یک لیتر آب و برگها یا ریشه آن به صورت خیسانده مصرف می شود . در اینجا بایدتوجه داشت که دم کرده گل ختمی به حالت بسیار گرم و یا سرد اثر تحریک کننده پیدا می کند . از ریشه و ساقه ختمی الیافی بدست می آید که از آن در تهیه کاغذ و بعضی با فتنی ها استفاده می شود .سایر نقاط رویش این گیاه در اطراف تهران ، نواحی مختلف البرز ، اطراف رودخانه کرج ، اراک ، کوه زردوند و آذربایجان ، محمد آباد صائین قلعه ، نواحی شمال ایران ، گیلان ، اطراف رشت ، سرحدات شرقی ایران ، باد غیس هژیر و ... می باشد بعلاوه غالباً پرورشمی یابد . اکلیل کوهی نام محلی : ترم TERM نام علمی : ROSMARINUS OFFIEINALIS اکلیل کوهی یا رومارن که در محل ترم نامیده می شود گیاهی است پا یا ، بسیار معطر و دارای ساقه های چوبی به ارتفاع پنجاه سانتیمترتا یک متر که به حالت خودرو در منطقه مدیترانه خصوصاً نواحلی ساحلی آن تا آسیای صغیر می روید به علاوه چون دارای برگهای سبز دائمی است و زیبائی خاص و بویی مطبوع دارد از این رو در غالب نواحی پرورش می یابد . از ویژگیهای آن این است که برگهای متقابل به کناره برگشته ، باریک و دراز نوک تیز و نسبتاً خشن دارد .سطح فوقانی پهنک برگ آن نیز به علت فاقد بودن تار ، به رنگ سبز ولی سطح تحتا نی آن ، بر اثر پوشیده بودن از کرک به رنگ تقریباً سفید است . گل های آن که در ماههای اردیبهشت و خرداد در کناره برگها ظاهر می گردد ، رنگ آبی روشن ( بندرت سفید )دارد و در قسمت دا خلی آن لکه کوچک و بنفش رنگ دیده می شود . درون جام گل منحصراً دو پرچم جای دارد ، میوه اش چهار فندقه ای و قهوه ای رنگ است . گلهای آن نوش فراوان با بوی قوی و مطبوع دارد به طوری که عسل حاصل از آن ، عطری مخصوص دارد و بخوبی باز شناخته می شود . برگ سرشاخه های گلدار گیاه دارای مصرف های دارویی است ولی اگر منظور تهیه اسانس از آن باشد باید از آن باشد باید از گیاه گلدار و یا برگهای خشک آن استفاده کرد .برگ ترم ، دارای بو و طمع مخصوص ، معطر و کمی تند است . خواص درما نی رومارن دارای اثر مدر ، ضد تشنج ، صفرابر ، مقوی معده و نیرو دهنده ای بسیار قوی است . قابض و التیام دهنده نیز هست . مصرف رومارن چون موجب سهولت ترشح و دفع صفرا می شود از این رو ، از آن در بیماریهای یرقان و نارسایی اعمال کبد استفاده می کنند . تزریق دم کرده سرشاخه های گلدار آن در ورید سگ موجب می گردد که حجم ترشحات صفرا در جانور مضاغف شود ( آزمایش CHABROL ) مصرف رومارن در موارد صعف عمومی ، خستگی مفرط و بیحالی بیمار در دوره نقاهت – مفید تشخیص داده شده است . به علاوه آن را برای بیماران مبتلا به سوء هضم ناشی از ضعف عمل دستگاه گوارش و آنانکه بر اثر ابتلاء به تب های تیفو ئیدی و مخاطی ، تیفوس وگریپ ، ضعیف گردیده ا ند می توان تجویز کرد . در رفع نزله ها ی مزمن ، آسم ، سیاه سرفه ، سرفه های تشنج آور ، تأخیر و قطع قاعدگی ، ترشحات زنانگی ، خنازیر ، سرگیجه ، طپش قلب ، سردردهای یکطرفه ( MIGRAINE ) فلج ، آب آوردن انساج و غیره مصرف آن توصیه شده است . رومارن به علت دارا بودن اثر صفرا بر ، در ورم مزمن کیسه صفرا ، استسقای ناشی از بزرگ شدن حجم کبد ، تشمع کبدی ( تشمع LAENNEC ) که به علت مسمومیت های غذایی خصوصاً بر اثر مصرف نوشا به های الکلی پیش می آید و کبد کم حجم می شود و سختی مخصوص پیدا می کند ، اثر مفید دارد . به علاوه در رفع زردی ( JAVNISSE ) ، تورم کبد و ا نسداد مجاری آن ، موثر می باشد . در تمام این موارد باید رومارن و فراورده های آن را قبل از غذا مصرف کرد . برگ رومارن به حالت پخته در شراب ، در ورم مفاصل ناشی از جمع شدن آب ، تومور خنازیری گردن و خیز اندامها اثر دارد . ضمناً در دفع آماس ، کوفتگی ، ناراحتی های ناشی از ضربان وارده به بدن و پیچ خوردگی مفاصل مفید می باشد .شراب آن اگر به صورت لوسیون روی زخمها گذاشته شود ، آنرا ضد عفونی کرده بهبود می بخشد . جوشانده رقیق برگ های رومارن اگر در تنقیه بکار رود در رفع اسهالهای ساده اثر معالج دارد . به علاوه بکار بردن آن موجب رفع ترشحات زنانگی می گردد .استحمام جوشانده آن در رفع روماتیسم ، نرمی استخوان و غرغره کردن آن در رفع ورم مزمن لوزتین تأثیر مفید دارد .اسانس رومارن اگر در مصارف داخلی بکار رود ، بشدت ایجاد حالتی شبیه صرع می کند . اگر مقدار کم آن به حیوانات تزریق شود ،مسمومیتی بوجود می آورد که مانند اسانس رازیانه ، حالت ترس در جانور پدید می آورد . در حالی که اسانسهای مرزه ، مریم گلی و افسنطین ، حالت حمله و سبعیت در حیوانات ایجاد می کند . از معایب رومارن آن است که نه تنها ادامه مصرف دو تا سه قطره اسا نس آن چند مرتبه در روز و هم چنین مصرف مداوم برگ و سرشاخه های گلدار آن ایجاد گلسترو آنتریت و ورم کلیه می کند بلکه ممکن است موجب مرگ گردد . صور دارویی دم کرده پنج تا بیست گرم برگ یا سرشاخه گلدار گیاه در یک لیتر آب ( مقدار آن به تناسب نتیجه ای که در نظر داریم می توان تا شصت گرم در لیتر افزایش یابد . ) شراب رومارن ( این شراب از خیساندن یک مشت برگ یا سرشاخه خشک گیاه در یک لیتر شراب سفید در تاریکی ، به مدت بیست و چهار ساعت بدست می آید ) به مقدار سه تا چهار قاشق سوپخوری در صبح و شب به عنوان مدر و رفع خیز اندامها و استسقاء (DINAND ) . تنطور الکلی 5/1 اعضای تازه گیاه به مقدار پانزده تا بیست و پنج قطره پماد رومارن برای رفع درد (این پماد با افزودن چند قطره اسانس رومارن به مخلوط روغن رزین و موم زنبور عسل ، پس از ذوب شدن مجموع آنها بدست می آید )برگ تازه رومارن در فرمول الکلا و الکلاتور و ولزر و سرشاخه خشک آن در فرمول ا سپس و ولزر وارد می گردد .از اسانس رومارن در تهیه ادوکلن و بم ترانکی استفاده می شود . رومارن در ایران پرورش می یابد . |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم آبان 1387ساعت 15:40 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
گاهشمارمحلی مازندران در گاه شماری مازندارنی که به نام «فرس قدیم» شناخته میشود، سال ۳۶۵ روز دارد و دوازده ماه که هر ماه ۳۰ روز است و ۵ روز به نام «پیتک» یا «پتک» این سال، ۶ ساعت و کسری کمتر از ۱ سال خورشیدی دارد و از این رو ماههای آن گردان است و جای هر ماهش با گذشت ۱۲۸ سال یک ماه پیشتر می افتد. مازندرانیها سال این گاهشماری را از «ارکه ما» (آذرماه) آغاز و به «اونما» (آبان ماه) ختم میکنند. پنج روز «پیتک» را هم به پایان «اونما» می افزایند و هر یک از ماهها را به ترتیب زیر چنین می خوانند؛ ارکما (آذرماه)، دما یا دیما (دی ماه)، وهمن ما (بهمن ماه)، نوروزما یا نرزما یا عیدما (اسفندماه)، سیوما یا فردین ما (فروردین ماه)، کرچ ما (اردیبهشت ماه)، هرما (خرداد ماه)، تیرما (تیر ماه)، مردال ما یا ملارما (مرداد ماه)، شرویرما یا شروین ما (شهریور ماه)، میرما (مهرماه)، اونما (آبانماه). نظیر این گاه شماری را «امیر تیمور قاجار» در زمان محمدشاه قاجار، در کتاب «نصاب طبری» زیر عنوان «اسامی ماههای فرس» چنین یاد کرده است؛ سیوماه و کرچ و هره ماه تیر دگر هست مردال و شروین میر چه اونه ماه وارکه ماه است و دی ز پی وهمن و هست نوروز اخیر پتک را بدان خسمه زائده به آئین هرگز صغیر و کبیر مازندرانی ها نخستین روز هر ماه را«مارماه» می نامند و در سپیده دم آن در هر خانه مرد یا زن یا کودکی خوش قد پا به آستانه خانه می گذارد تا به آن خانواده، آن ماه تا آخرین روزهایش خوش بگذرد. در روز «مارما» هر ماه داد و ستد نمی کنند و چیزی به کسی نمی دهند یا نمی بخشند و چنین کارهایی را بدشگون می پندارند. چگونگی هوای هر روز از پنج روز پیتک را نشانهای از هوای ماهی از پنج ماه پس از آن می دانند. اگر هوای نخستین روز پیتک آفتابی باشد هوای روزهای «ارکما» را هم آفتابی می پندارند. یا اگر هوای دومین روز آن بارانی باشد، هوای «دما» را بارانی می دانند، بهمین گونه چگونگی «وهمن ما» و «فردین ما» و «نوروزما» می انگارند . همچنین هوای هر یک از روزهای طاق «کرچما» را تا چهاردهم، یعنی روزهای اول و سوم و پنجم. سیزدهم، که جمله هفت روز میشود، نشانه هایی از هوای روزهای «کرچما» و شش ماه دیگر سال می دانند. مثلا اگر آسمان روز اول «کرچما» گرفته و بارانی شود، هوای سراسر ماه «کرچما» را گرفته و بارانی می پندارند. یا اگر هوای روز سوم آن باز و آفتابی شود، هوای تمام روزهای ماه «هر ما» را باز و آفتابی خواهند دانست. بهمین طریق هوای روزهای پنجم و هفتم و سیزدهم را نشانههایی از برای هوای ماههای «تیرما»، «مردال ما» و ..«اونما» می انگارند این هفت روز از «کرچما» را «کرچ در» می نامند و در این روزها گلکاری نمی کنند، تن نمی شویند، موی سر و چهره نمی تراشند و پشم گوسفند و موی بز نمی چینند و چون معتقدند که اگر گلکاری بکنند مار درخانه شان آشکار خواهد شد و آشیانه و تخم گذاری خواهد کرد، اگر موی سر بتراشند یا تن بشویند، موی سر و تن و چهره شان سفید میشود و می ریزد. اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام می افتد. جدول نام و اسامي ماهها
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 10:33 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
چرا بايد به ايران افتخار كنيم ؟
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند. آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايراينان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . آيا ميدانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد . آيا ميدانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد . آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد . آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد . آيا ميدانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود . آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد . آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . ) آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد . آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد . آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت . آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ 4سال به طول انجاميد . آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند . آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است. آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است . آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند . آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد . آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد . آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد . آيا ميدانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد . آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . *** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. *** ياد آنان گرامي . شايد ما ذره اي ميهن پرستي را از آنان بياموزيم. منبع : negin2004
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم مهر 1387ساعت 16:43 توسط علی کیاحیرتی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با ارسال عکس ها ,مقالات ,مطالب واشعار خود پیرامون روستای حیرت و مازندران ما را در هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری فرمایید.
مطالب ارسالی به نام خود شما منتشر خواهد شد . .علی کیاحیرتی ایمیل kiaheyrati57@yahoo.com دیگر آدرسهای وبلاگ روستای حیرت www.eiliakiaheyrati.blogfa.com kiaheyrati.wordpress.com |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1390 شهریور 1390 مرداد 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 |
|
RSS
|